تبلیغات
شیخ معصومه - مطالب روزنوشت
تاریخ : دوشنبه 16 خرداد 1390 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
پیش تر ها فعال تر بودم؟

اولویت هایم عوض شده؟

سرم شلوغ شده؟

به اینترنت دسترسی ندارم؟

...
...
...

شاید بعضی از گزینه ها درست باشد

اما

هم سنگر!

دلت قرص باشد

به فضل الهی در سنگری دیگر،  سخت در حال مبارزه ام...

شاید زمان هایی هم به سنگر قدیمی ام سرکشی کردم...

برایت دعا می کنم، برایم دعا کن



* از همه ی همسنگری ها ممنونم و اگر به سنگرشان سر نمی زنم، شرمنده!


* امثال کسانی که پیام های ... می گذارند که فقط و فقط بوی عناد می دهد(نه جهل)، بدانند! هیچ غلطلی نمی توانند بکنند!




طبقه بندی: روزنوشت،
برچسب ها: جنگ نرم، مبارزه، همسنگر،

تاریخ : شنبه 17 مهر 1389 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
قم که باشی و میزبانت را کریمه ی اهل بیت بخوانند،
قم که باشی و بدانی خواهر، به عشق ولایت، راه دشوار را بر خود هموار نموده، نه به عشق برادر
قم که باشی و دهه ای سراسر نور بپاشد از آسمان بر دلت از ولادت خواهر تا برادر،


قم که باشی و شهرت خبر از آمدن حضرت ماه بدهد
قم که باشی و بوی ولایت بگیرد شهرت
قم که باشی و سوال مردم شهرت بشود «آقا کی می آید؟»
قم که باشی و غدیر قم را انتظار بکشی



دلت می لرزد و نمی دانی لرزشش از شوق است یا شرم!
از شوق حضور در شهری که فاطمه ی معصومه(س) را در دل دارد، یا از شرم عدم رعایت حسن همجواری!
از شوق زیارت های گاه و بی گاه، یا از شرم زیارت های قهر با معرفت!
از شوق میزبانی حضرت ماه، یا از شرم آن چه که آقا فرموده و ما کوتاهی کرده ایم!





طبقه بندی: روزنوشت، حرف های دلتنگی، مذهبی،
برچسب ها: حضرت معصومه(س)، امام خامنه ای، سفر، قم، روز دختر، دهه ی کرامت،

تاریخ : یکشنبه 14 شهریور 1389 | 09:09 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
- آهنگ چی رو گوشیت داری؟
 با خوشحالی تصنیفی را که مورد علاقه ام است( از این وبلاگ می توانید بدون دانلود بشنویدش)، پخش می کنم.
چند دقیقه ای می گذرد...
- این چیه دیگه؟! افسردگی گرفتیم!
- خوب شما یک آهنگ بذار گوش بدیم.

دلم برات تنگ شده جونم
می خوام ببینمت نمی تونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمره می دونم
بغض ترانمو شکستم
می خوام بگم عاشقت هستم
تو عین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و رستی و تمام قصه ی من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لب های بسته ی من
نیمه شب از خوابم پا می شم
نیستی پیشم باز دیونه می شم
دوری تو تیشه زد به ریشم
نیستی پیشم ...


هر چه می گذرد، تعجبم بیش تر می شود. این آهنگی است که نوجوان و جوان امروز برای فرار از افسردگی به آن گوش می دهد؟
و چه محتوایی دارد؟!
از نرسیدن ها می گوید و خالی بودن دست در عشق زمینی و جالب این جاست که عشق زمینی او حتی کنار او نمی ماند و تیشه به ریشه اش می زند و گویا این کار همیشگی اوست!

می گویند روح انسان به شدت لطیف و تاثیر پذیر است، ما چه به خورد این روح می دهیم؟! و بعد چه انتظاری از او داریم؟!


*** قصد، توهین به خواننده ی خاصی نیست، موضوع بررسی محتوی شعرهایی، گویا، مجاز، است!



طبقه بندی: اجتماعی، روزنوشت،
برچسب ها: خواننده، شعر مجاز، محتوی، افسردگی، روح،

تاریخ : دوشنبه 28 تیر 1389 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
یک تکه وبلاگ برای پر کردن وقت من و تو نیست!
یک تکه وبلاگ جایی دور افتاده و شناخته نشده برای ابراز نظرات و احساس های خاموش نیست!
یک تکه وبلاگ جایی صرفا برای نمایش توانمندی ها نیست!
.
.
.
یک تکه وبلاگ تو را با مجنون کربلا آشنا می کنذ و تو او را در سفر زیارتی به مشهد می بینی برای اولین بار کنار سقاخانه و او را حقیقتا مجنون کربلا می یابی.
یک تکه وبلاگ تو را با طلبه های دیگر پیوند می زند و از خواننده های وبلاگ دنیای راه راه و طلبه های ونوسی و گلدختر می شوی.
یک تکه وبلاگ برای تسکین دلتنگی از دوری یک دوست تو را به دخمرنت پیوند می دهد.
یک تکه وبلاگ تو را حیاتی نو می بخشد با خواندن حیات طیبه و محمدستان و منبر نور  و بید مجنون.
یک تکه وبلاگ و نوشتن چند پست راجع به حجاب تو را به خواندن مطالب مرتبط سایر وبلاگ ها چرا حجاب و شوشتر نگار و زینب و راز حجاب  می خواند.
یک تکه وبلاگ باعث می شود دید نقادانه ی زهرا و افق مبین و اره بانو  را با علاقه دنبال کنی.


یک تکه وبلاگ تو را با مشکوه و سرباز کوچولو و  گروه خودکارهای آبی دخترانه و خط خطی ها من و حزب الله خوهران و آفتابگردون و همسایه ی خدا و عصر ظهور  و عطر ریحان و سیصد و سیزده بهشتی و صراط  و شق القلم و یادداشت های پراکنده و  زندگی به سبک ایرانی و دنیای حقوقی سیاسی من و سرباز و گلبانگ سربلندی و سرود رهایی و فدایی سید خراسانی و تمدن نور و خانه ی افسران جوان و نگاره های دل آشنا می کند. وبلاگ آن ها را دنبال می کنی، و گاهی برایشان حرفی می نویسی.
یک تکه وبلاگ باعث می شود نظرات متفاوت را که میرزا یا کامران می نویسد را بفهمی و به دنبال پاسخ باشی.
یک تکه وبلاگ تو را دلگرم می کند که هنوز هستند کمیل نام هایی که دلسوزند و یاری می رسانند.


یک تکه وبلاگ ممکن است شروعی باشد برای کارهای بزرگی که من و تو باید به آن ها فکر کنیم! و آن ها را شروع کنیم!
نظر تو چیست؟


معذرت از کسانی که موفق به لینک کردنشان در این نوشته نشدم!
تشکر از کسانی که نوشته ها را دنبال می کنند!


نوشته های دوستانی که مطلب را خوانده بودند و لطف کرده بودند در نوشتن نظراتشان که بسیار زیبا بود، می گذارم که همه بخوانند:

یک تکه وبلاگ جایی است برای اشنایی با دوستان متفاوت

یک تکه وبلاگ می آموزدت که هستی ... که کسی منتظر است...
یادت می آورد هروله های عاشقانه ی فراموش شده ات را...

یك تكه بلاگ یعنی یك دنیا وظیفه!
یك تكه بلاگ یعنی یك رسول و پیغام رسان!
یك تكه بلاگ یعنی فرصت!
فرصت ها رو از دست ندهیم و ...

یه تکه وبلاگ یعنی یه دنیا حرف ،حرفایی که به ظاهر تکراری میاد اما از یه نگاه متفاوت
یه تکه وبلاگ یعنی ...

یک تکه وبلاگ یعنی پیوند!پیوند با آدمهایی که اگر چه از هم دورند اگر چه دغدغه هاشان و افکارشان مختلف است اما دلهاشان یکی است.....!

یک تکه وبلاگ یعنی "اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی او فرادا"
یک تکه وبلاگ یعنی اگر وبلاگ هایمان کنار هم قرار بگیرند در سرزمین وهل و خیال مجازی شمعهای اسلام را چون خورشیدی روشن می کنیم.

و نباید از یاد برد که " و لا یمکن الفرار من حکومتک..."
...حتی در این چاردیواری مجازی یا به تعبیر شما؛ یک تکه وبلاگ

یک تکه وبلاگ بخشی از «حماسه حضور مجازی» رو می سازه و به اندازه وسع ستاره هایی که در تکاپوی آرمان هاشون هستن ، غبار مظلومیت از چهره از حضرت ماه پاک می کنه (به اندازه وسع) ...
می تونه محملی باشه برای ساختن چیزایی که بی کفایتی ها تخریبش کرده مثل ... مثل حجاب ! و چه رسالت سنگین ولی بی اندازه مهمیه

به روز رسانی نظرات دوستان راجع به وبلاگ:

وبلاگ خواندن مثل تخمه شکستن می ماند؛ وقت آدم را می گیرد ولی سیر نمی کند!

وبلاگ تکه ای از مانیست،ما جزوی از وبلاگیم!
وبلاگ را خیلی چیزها میسازد...یکیش ما و عقاید و احساساتمان است.

یه تکه وبلاگ یعنی بودنی متفاوت ...حیاتی دوباره .... اغاز یک شروع الهی ...

یک تکه وبلاگ جایی برای آموختن و درست زندگی کردن...

یک تگه وبلاگ دم دست ترین ابزار مبارزه است برای افسران جوان جنگ نرم...

یک تکه وبلاگ ، تکه ای از خاک مناطق جنگی منطقه فضای سایبر است ، یک تکه قبر دست ساخته که صدای نجوای سربازان امام خامنه ای در آن طنین انداز است : مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی ...
یک تکه وبلاگ ... محل نزول ملائک فضای سایبر است ... یک تکه وبلاگ ، یک تکه وبلاگ نیست ...

یک تکه وبلاگ یعنی دلنوشته ... یعنی هر چه دلت تنگت میخواهد بگو...
یعنی گفتن از عشق و عشق یعنی همه چیز...

یک تکه وب‏لاگ یعنی یک تکه از دل ِ آدم
یعنی نوشتن ِ همان تکه دل
یعنی دل نوشته
حالا بخواهد هر چیزی باشد؛ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دل‏تنگی
یک تکه وب‏لاگ یعنی دغدغه‏نویسی


یک تکه وبلاگ جای "قریبی" است برای غربت دل غریبه ها...
برای غروبی است برای بی کسی های خیلی ها.....
اما...
یک تکه وبلاگ شاید سایه ای باشد یا صورتکی برای پنهان شدن و زخم زدنها در تاریکی....
شاید میدان جنگ باشد برای خیلی ها...
اما وبلاگ.....جای غریبی است...

یه تیکه وبلاگ یعنی:رسانه یا بهتر بگم ارتباط برقرار کردن با دنیای اطراف



طبقه بندی: اجتماعی، روزنوشت،

تاریخ : شنبه 15 خرداد 1389 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
می گویند اگر می خواهید ببینید کسی آسمانی است یا زمینی، ببینید سخن او،خود  فرد را در نظر شما بزرگ می کند، یا خدا را.
و او چه آسمانی بود که در بزرگ ترین اتفاق تاریخِ سرزمینِ اسلامی مان، خدا را در نظرمان بزرگ کرد:
«ما می دانیم كه این انقلاب بزرگ كه دست جهانخواران و ستمگران را ازایران بزرگ كوتاه كرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید.»
و چه زیبا انگیزه و هدفی را که سزاوار دریافت تاییدات غیبی بود، بیان کرد:
«شك نباید كرد كه انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب ها جدا است: هم در پیدایش و هم در كیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام . و تردید نیست كه این یك تحفه الهی و هدیه غیبی بوده كه از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»
و انسان های بزرگ بر اساس تکلیف عمل می کنند:
«اینجانب كه نفسهای آخر عمر را می كشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه درحفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی كه آن را تهدید می كنند، برای نسل حاضر و نسلهای آینده عرض می كنم و توفیق وتایید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم.»


و چه زیبا باز یادآور شد که این انقلاب ارزش و اعتبار خود را از الهی که سزاوار پرستش است، دارد:
«بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است ؛ و رمزپیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن اصلی آن : انگیزه الهی و مقصد عالی حكومت اسلامی ؛ و اجتماع ملت درسراسر كشور با وحدت كلمه برای همان انگیزه و مقصد.»
و پاسخ کسانی را که اسلام را از سیاست جدا می دانند، و فکر می کنند با این سخن که شما دنبال قدرتید می توانند ما را وادار به عقب نشینی کنند، این گونه داد:
«و اما طایفه دوم كه نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حكومت و سیاست جدامی دانند. باید به این نادانان گفت كه قرآن كریم و سنت رسول الله - صلی الله علیه و آله – آن قدر كه در حكومت و سیاست احكام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلكه بسیار از احكام عبادی اسلام ، عبادی - سیاسی است كه غفلت از آن ها این مصیبت ها را به بار آورده. پیغمبر اسلام "ص " تشكیل حكومت داد مثل سایر حكومت های جهان لكن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اول اسلامی حكومت های وسیع داشته اند و حكومت علی بن ابیطالب - علیه السلام - نیز با همان انگیزه ، به طور وسیع تر و گسترده تر از واضحات تاریخ است . و پس از آن به تدریج حكومت به اسم اسلام بوده؛ و اكنون نیز مدعیان حكومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - بسیارند.»
و تنها انسان های بزرگ می توانند به گونه ای فکر کنند و عمل کنند و بنویسند، که فراتر از زمان و مکان بیندیشند و او این گونه بود، گویی هم اکنون در میان ماست و برخی سخنان را می شنود و پاسخ می گوید:
«و از همین قماش توطئه ها و شاید موذیانه تر، شایعه های وسیع در سطح كشور، و در شهرستان ها بیش تر، بر این كه جمهوری اسلامی هم كاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداكاری كردند كه از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یك رژیم بدتر شدند! مستكبران مستكبرتر ومستضعفان مستضعف تر شدند! زندان ها پر از جوانان كه امید آتیه كشور است می باشد و شكنجه ها از رژیم سابق بدتر و غیرانسانی تر است ! هر روز عده ای را اعدام می كنند به اسم اسلام ! و ای كاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است ! مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام آور غوطه می خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی كمونیستی هدایت می كنند! اموال مردم مصادره می شود و آزادی در هرچیز از ملت سلب شده ! و بسیاری دیگر از این قبیل امور كه با نقشه اجرا می شود.و دلیل آنكه نقشه و توطئه در كار است آنكه هرچند روز یك امر در هر گوشه وكنار و در هر كوی و برزن سر زبانها می افتد؛ در تاكسیها همین مطلب واحد و دراتوبوسها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می شود؛ و یكی كه قدری كهنه شد یكی دیگر معروف می شود. و مع الاسف بعض روحانیون كه از حیله های شیطانی بیخبرند با تماس یكی - دو نفر از عوامل توطئه گمان می كنندمطلب همان است . و اساس مساله آن است كه بسیاری از آنان كه این مسائل رامی شنوند و باور می كنند اطلاع از وضع دنیا و انقلابهای جهان و حوادث بعد ازانقلاب و گرفتاریهای عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند - چنانچه اطلاع صحیح ازتحولاتی كه همه به سود اسلام است ندارند - و چشم بسته و بیخبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته اند.»
و او سوالی را پیش روی اشکالتراشان گذارد که اگر با وجدان بیدار به آ ن بیندیشند، راه روشن را خواهند دید:
«و به حال این اسلام غریب كه پس از صدها سال ستمگری قلدرها وجهل توده ها امروز طفلی تازه پا و ولیده ای است محفوف به دشمنهای خارج وداخل ، رحم كنید. و شما اشكالتراشان به فكر بنشینید كه آیا بهتر نیست به جای سركوبی به اصلاح و كمك بكوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتكران بی انصاف از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان وستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروههای آشوبگر و تروریستهای مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان ، توجهی به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟»
و او شاخص ها را برای من و تو روشن کرد تا ببینیم:
«و اینجانب در اینجا یك وصیت به اشخاصی كه به انگیزه مختلف باجمهوری اسلامی مخالفت می كنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی كه مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، كه بیطرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان كه می خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و كیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و دولتهایی كه از آنان پشتیبانی كرده و می كنند وگروه ها و اشخاصی كه در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می كنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع هایشان درپیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی كنید، و مطالعه كنیدحالات آنان كه در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی كنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید كدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند.»
و او حتی برای مسائل کنونی مان نیز، شاخص تعیین کرده است:
«وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها كه با انگیزه های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می كنند و وقت خود راوقف براندازی آن می نمایند و با مخالفان توطئه گر و بازیگران سیاسی كمك ، وگاهی به طوری كه نقل می شود با پولهای گزافی كه از سرمایه داران بیخبر از خدادریافت برای این مقصد می كنند كمك های كلان می نمایند، آن است كه شماها طرفی از این غلطكاری ها تاكنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است كه اگر برای دنیا به این عمل دست زده اید - و خداوند نخواهد گذاشت كه شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذربخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی كه بافداكاری های ملت به دست آمده حمایت كنید، كه خیر دنیا و آخرت در آن است .گرچه گمان ندارم كه موفق به توبه شوید.»
و کیست که بتواند این چنین آرام و مطمئن به دیدار خداوندی برود که تمام زندگی خود را تکلیف وار، بندگی او کرده است؟
«با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا ازخدمت خواهران و برادران مرخص ، و به سوی جایگاه ابدی سفر می كنم . و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم . و از خدای رحمان و رحیم می خواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.»

پی نوشت: مطالبی که در میان « » گذاشته شده است، بخش هایی از وصیت نامه ی امام خمینی(ره) است، که امید است من و تو  تمام این وصیت نامه سیاسی-الهی را بارها و بارها بخوانیم و درس بگیریم و شاخص ها بشناسیم.




طبقه بندی: روزنوشت، اجتماعی،
برچسب ها: وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی، شاخص،

تاریخ : سه شنبه 11 خرداد 1389 | 11:23 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
کاروان آزادی!
کاروانی که قرار بود کمک رسانی کند به مردم در محاصره ی غزه.
دارو برساند و غذا و مصالح ساختمانی!
مورد حمله ی نظامی صهیونیست ها  قرار گرفت!


و سوال اول:
 چه شد که مردم غزه به این کمک نیاز پیدا کردند؟ تا ریشه حل نشود، برگ ها را نمی توان کنترل کرد!

و سوال دوم:
راهپیمایی خود جوش مردم ایران در محکوم کردن اقدام رژیم صهیونستی کجاست؟ چرا سایر کشورها امروز اعتراض جمعی کرده بودند و ما آن را به جمعه موکول کرده ایم؟

و سوال سوم:
احساس شما راجع به شعار نه غزه، نه لبنان چیست؟



طبقه بندی: اجتماعی، روزنوشت، حرف های دلتنگی،
برچسب ها: کاروان آزادی، صهیونیست غاصب، راهپیمایی، شعار،

تاریخ : یکشنبه 2 خرداد 1389 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
او سرش را پایین بیندازد، من هم رد شوم، تو هم بگذری...
پس که باید کاری کند؟

این روزها بحث عفاف و حجاب داغ داغ است. همه ی کسانی که شاید مدت ها ساکت بودند و شاید این وضعیت دلیل سکوت آن ها هم باشد، الان به سخن آمده اند که انشاالله خیر است.


فردا در قم هم قرار است در حمایت از حجاب راهپیمایی داشته باشیم. ختم صلوات گرفته ام که خیر باشد انشاالله. شما هم دعا کنید.

امیدوارم شعارهایی داده نشود که اثر عکس بگذارد! انشاالله.



طبقه بندی: اجتماعی، روزنوشت،

تاریخ : پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
- ما طلبه ایم ها!
- طلبه نیستم، دانشجوام!
- همون، احساس طلبگی نمی کنی که وضعت این طوریه!

(متن گفت و گوی 2 نفر در آسانسور)


روی درب آسانسور از داخل یک برگه زده اند:

از سوار شدن بیش از 12 نفر جدا خودداری کنید. در غیراین صورت مسئولیت شرعی به عهده ی خودتان است.

آدم  می خوام که تعداد رو بشماره، ببینه چند بار در ساعت های شلوغ، کم تر از 16 نفر سوار می شوند!

حالا یه روز یکی از خانوم ها این را بلند گفت و در ادامه اش همان گفت و گوی بالا شکل گرفت!

چند تا درد به وجود می آید:
1- بعضی طلبه ها احساس طلبگی نمی کنند! ترازوی دانشجو بودنشان سنگین تر است!
2- همان هایی که ادعای طلبگی می کنند، نمی دانند که چه طوری با قشر دانشجو برخورد کنند که طرف رغبت کند به احساس طلبگی!
3- بعضی جاها، جمله ی " اشکال شرعی دارد" هم کار ساز نیست، حتی برای طلبه ها!




طبقه بندی: روزنوشت، حرف های شیخی،
برچسب ها: آسانسور، طلبه، دانشجو، اشکال شرعی،

تاریخ : دوشنبه 30 فروردین 1389 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
 این ایمیل را برای هزاران نفر ارسال می کنند، همراه با عکس های بسیار با کیفیت( برخلاف خیلی از عکس های مذهبی موجود در اینترنت)! با چه افتخاری هم این خبر را می دهند!
حال برخوردها چگونه است؟
برخورد اول: وای! چه دختر ایرانی زیبایی! ایول! کارش درسته! آبرمون رو خرید! فکر نکنند ایرانی ها زشت هستند!
برخورد دوم : حالا این خیلی هم قشنگ نیست!


برخورد سوم: خدای من! کاش حتی اگر این ایرانی است، معلوم نمی شد و یا در بوق و کرنا نمی کردند که ایرانی است!
برخورد چهارم : آبروی ما رو برد!
برخورد پنجم : مگر اسلام، افتخار ایران نیست؟ حالا ارتباط اسلام و ایران و افتخار و این دختر را پیدا کنید!
اگر پیدا کردید به ما هم بگویید!



طبقه بندی: اجتماعی، روزنوشت،
برچسب ها: دختر سال فرانسه، ایران، اسلام، افتخار،

تاریخ : پنجشنبه 26 فروردین 1389 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
قبل تر ها شنیده بودم که متاسفانه نمره محوری به جامعه الزهرا رسوخ کرده، اما شنیدن کی بود مانند دیدن!
برام خیلی جالبه که بچه ها قبل از امتحان اضطراب می گیرند، بعد از امتحان تا 2 روز ناراحت می مانند که ای وای امتحانمان را خوب ندادیم، بعد هم کلی با استاد سر نمره و سوال ها صحبت می کنند که استاد بارم این نمره را کم بگذارید!

و من در حیرت و عجب می مانم که چرا سنت درستی مثل مباحثه در حال کم رنگ شدن است و سنت غلطی مثل نمره محوری در حال پر رنگ شدن!



طبقه بندی: حرف های شیخی، روزنوشت،
برچسب ها: امتحان، اضطراب، نمره،

تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1389 | 10:59 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
بیش از چهل روز است که ننوشته ام. فکر نمی کردم درس و کار همزمان در کنار فعالیت های دیگر، این قدر زمان بر باشد، اما گویا هست!
حال بعد از این همه ننوشتن، نوشتن از تمام اتفاقات و افکار و ... کمی سخت است، اما هر چی باشه سال همت مضاعف و کار مضاعف است، و یک مصرع از  شعری جوابش :

چشم آقا، کار و همت را مضاعف می کنیم

سال همت مضاعف،کار مضاعف


فقط یادمون نره که تو این تعطیلات، از اتقافات روز دنیا، مخصوصا وقایع فلسطین، غافل نشویم!
برای این که خوب، دردمون بیاد می تونیم مطلب این وبلاگ رو بخونیم :




طبقه بندی: روزنوشت، حرف های شیخی،
برچسب ها: سال همت مضاعف کار مضاعف، فلسطین،

تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1388 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
راهنمایی که بودم، یادم نیست به چه مناسبتی، یک کتاب معاد استاد مطهری بهم هدیه دادند. یادم است چند باری شروع کردم به خواندنش، اما چند صفحه ای بیش تر نتوانستم بخوانم.

عکس کتاب هم می شد گذاشت، اما طرح واقعا هلو است

حالا تو جامعه زحمت کشیده اند و طرح اندیشه ی مطهر را راه انداخته اند. هلو است. کتاب های استاد مطهری را از ساده به پیچیده طبقه بندی کرده اند و برای هر ترم کتاب هایی را، حتی با میزان متوسط مطالعه در روز، مشخص کرده اند. دیگه از این بهتر؟
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو کتاب های استاد مطهری را بخوانی و بفهمی



طبقه بندی: روزنوشت،
برچسب ها: استاد مطهری، کتاب، مطالعه هدفمند،

تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1388 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
به عمرم این قدر دختر محجبه یک جا ندیده بودم!
پس چرا دنیا تکان نمی خورد؟
پس چرا دنیا را تکان نمی دهند؟

عکس دختر جامعه الزهرایی گل به دست نداشتم خوب

امروز اولین روز شروع کلاس  ورودی های بهمن است. روزی که خیلی انتظارش را کشیدم. این "خیلی" که می گویم، منظورم طول زمان نیست، چرا که تا 2 سال پیش حتی فکر دروس حوزوی خواندن را هم نمی کردم، از نظر عمق انتظار است.
وقت ورود به سالن شهید بهشتی صحنه ی قشنگی دیدم: جمعیت رو به قبله دعای عهد می خواندند.

خدایا !کمک کن که فقط و فقط در راه رضای تو قدم برداریم و علم مان مایه ی رشدمان شود!



طبقه بندی: روزنوشت،
برچسب ها: روز اول کلاس، شروع طلبگی،

تاریخ : سه شنبه 13 بهمن 1388 | 10:32 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
فردا اولین روز شروع کلاس هاست. خیلی منتظر این روز بوده ام، خوشحالم، اما احساس های دیگری هم همراهش هست.

خوب جشن شکوفه هاست دیگه

دوستان سر به سرم می گذارند. می گویند جامعه الزهرا که پنجشنبه ها تعطیل است، حتما گفته اند بروید که برایتان جشن شکوفه ها بگیرند.



طبقه بندی: روزنوشت، طنز،
برچسب ها: جشن شکوفه ها، شروع،

  • لوک پستیو
  • چاله
  • کارت شارژ همراه اول