تبلیغات
شیخ معصومه - مطالب حرف های شیخی
تاریخ : پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
- ما طلبه ایم ها!
- طلبه نیستم، دانشجوام!
- همون، احساس طلبگی نمی کنی که وضعت این طوریه!

(متن گفت و گوی 2 نفر در آسانسور)


روی درب آسانسور از داخل یک برگه زده اند:

از سوار شدن بیش از 12 نفر جدا خودداری کنید. در غیراین صورت مسئولیت شرعی به عهده ی خودتان است.

آدم  می خوام که تعداد رو بشماره، ببینه چند بار در ساعت های شلوغ، کم تر از 16 نفر سوار می شوند!

حالا یه روز یکی از خانوم ها این را بلند گفت و در ادامه اش همان گفت و گوی بالا شکل گرفت!

چند تا درد به وجود می آید:
1- بعضی طلبه ها احساس طلبگی نمی کنند! ترازوی دانشجو بودنشان سنگین تر است!
2- همان هایی که ادعای طلبگی می کنند، نمی دانند که چه طوری با قشر دانشجو برخورد کنند که طرف رغبت کند به احساس طلبگی!
3- بعضی جاها، جمله ی " اشکال شرعی دارد" هم کار ساز نیست، حتی برای طلبه ها!




طبقه بندی: روزنوشت، حرف های شیخی،
برچسب ها: آسانسور، طلبه، دانشجو، اشکال شرعی،

تاریخ : پنجشنبه 26 فروردین 1389 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
قبل تر ها شنیده بودم که متاسفانه نمره محوری به جامعه الزهرا رسوخ کرده، اما شنیدن کی بود مانند دیدن!
برام خیلی جالبه که بچه ها قبل از امتحان اضطراب می گیرند، بعد از امتحان تا 2 روز ناراحت می مانند که ای وای امتحانمان را خوب ندادیم، بعد هم کلی با استاد سر نمره و سوال ها صحبت می کنند که استاد بارم این نمره را کم بگذارید!

و من در حیرت و عجب می مانم که چرا سنت درستی مثل مباحثه در حال کم رنگ شدن است و سنت غلطی مثل نمره محوری در حال پر رنگ شدن!



طبقه بندی: حرف های شیخی، روزنوشت،
برچسب ها: امتحان، اضطراب، نمره،

تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1389 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
هر تکنولوژی که وارد یک کشور می شود، فرهنگ خود را نیز وارد می کند. اتوبوس واقعا وسیله ی خوبی است، اما جا دارد یک فرهنگ تقریبا جدید را در این وسیله ی حمل و نقل عمومی بررسی کنیم.
همیشه جایگاه خانم ها در اتوبوس، قسمت انتهایی و جایگاه آقایان در اتوبوس قسمت جلوی آن است. جدیدا در برخی استان ها مثل تهران، این جایگاه در اتوبوس های BRT برعکس شده است.
حال تصور کنید که چه اتفاقی می افتد؟
آقایان خواه ناخواه رو به سمت خانم دارند!

اتوبوس brt

و یک ویترین مزین را به صورت زنده مشاهده می کنند؟
این چه نوع تکنولوژی و مدنیتی است دیگر من نمی دانم! و چه اهداف شومی پشت این قضیه خوابیده نیز، من نمی دانم!

من و توی طلبه باید برای این جمع حرفی برای گفتن داشته باشیم! مگر نه؟
پس بیایید همت و کارمان را با دیدگاهی جدید به طلبگی مضاعف کنیم.



طبقه بندی: اجتماعی، حرف های شیخی،
برچسب ها: اتوبوسbrt، تکنولوژی بی فرهنگی،

تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1389 | 10:59 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
بیش از چهل روز است که ننوشته ام. فکر نمی کردم درس و کار همزمان در کنار فعالیت های دیگر، این قدر زمان بر باشد، اما گویا هست!
حال بعد از این همه ننوشتن، نوشتن از تمام اتفاقات و افکار و ... کمی سخت است، اما هر چی باشه سال همت مضاعف و کار مضاعف است، و یک مصرع از  شعری جوابش :

چشم آقا، کار و همت را مضاعف می کنیم

سال همت مضاعف،کار مضاعف


فقط یادمون نره که تو این تعطیلات، از اتقافات روز دنیا، مخصوصا وقایع فلسطین، غافل نشویم!
برای این که خوب، دردمون بیاد می تونیم مطلب این وبلاگ رو بخونیم :




طبقه بندی: روزنوشت، حرف های شیخی،
برچسب ها: سال همت مضاعف کار مضاعف، فلسطین،

تاریخ : جمعه 23 بهمن 1388 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
"تنها افتخارم این بود که تو خانواده ای که همه شیخ اند، من شیخ نیستم!"
این حرف یکی از طلبه ها تو سرویس بود که به دوستش می گفت. و دیگه این که هیج هدف و اشتیاق و انگیزه ای هم برای درس خواندن ندارد!

الان این همون تنها غیر شیخ است

خوب آخه چرا ما آدما این قدر الکی خودمون و دیگران را زجر می دیم؟
طلبه ی بدون هدف و انگیزه که از یک آدم عادی خطرناک تره!
ما طلبه ها باید حواسمون خیلی جمع باشه!



طبقه بندی: حرف های شیخی،
برچسب ها: طلبه، هدف، انگیزه،

تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1388 | 12:03 ب.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
شاید نباید سوار اون تاکسی می شدم، شاید هم باید سوار می شدم تا بشنوم و بغض گلویم را بگیرد.
من و دختر خانمی و یک آقا عقب و راننده و 2 آقای دیگر هم جلو در تاکسی بودیم.
دختر کناری که بسیار واضح و بدون هیچ حیایی تلفنی با دوست پسرش قرار می گذاشت و می گفت اگر کس دیگری را بفرستی چنین می کنم و چنان می کنم...

هر گونه مشابهتی اتفاقی است

آقایون هم روز قبل از 22 بهمن را بهانه گرفتند و هر چی دلشان می خواست ناسزا گفتند.
ببین چه قدر سرباز آورده اند! از سایه ی خودشان هم می ترسند! کی فردا می ره راهپیمایی؟
جالب این جا بود که اون آقا وقت رد شدن از نزدیک حوزه ی علمیه گفت : کارخانه شون این جاست! اما هیچی ازشون در نمی یاد!
این را گفتم که من و توی طلبه حواس مان را جمع کنیم و این کارخانه را برای خود، کارخانه ی آدم سازی قلمداد کنیم و خود را طوری مجهز کنیم که بدانیم چه گونه با این افکار و برخوردها، رفتار کنیم.




طبقه بندی: حرف های شیخی، حرف های دلتنگی،
برچسب ها: تاکسی، قرار، کارخانه، آدم سازی، 22بهمن، راهپیمایی،

تاریخ : شنبه 12 دی 1388 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : شیخ معصومه
عجب اسمی داریم ها!
طلبه!
فکر کن!

به این راه طولانی نگاه کن، معلوم می کنه چی رو باید طلب کنیم

من و تو داریم چی را طلب می کنیم؟



طبقه بندی: حرف های شیخی،
برچسب ها: شیخ، طلبه، طلب،

  • لوک پستیو
  • چاله
  • کارت شارژ همراه اول